کهربایی با سایه های بنفش
دلنوشتههای آروین ف
Friday, July 04, 2008
Cigarette
My cigarette burns out for me
Like I'm weeping bitter tears out for you
Monday, June 30, 2008
Compass
I've spread a map
but my heart beats against
the compass I've trusted in
Saturday, June 21, 2008
مگس ها و مورچگان
مردمی که از بالا مورچه می بینیشان
از پایین تو را مگس می بینند(اگرببینند!!!)
افسوس که توی نادان خود را بزرگ و بر بلندی میپنداری!
به بهروز ذبیحیان
Monday, February 04, 2008
یک فنجان عشق
Friday, December 21, 2007
B.C1350:Queen Nefertiti
The hell with the all technologies,...
I wish i were
Amenhotep IV
Friday, December 14, 2007
سنگ احمق
و سالهاست که آنجایی
تنها، زیر نیزه آفتاب
مهیب و بزرگ چون ترس های انسان
و فکر می کنی سرورت هنوز در
خفرع
خفته !
ای سنگ احمق...
کاش می توانستی قدمی در موزه های آن سوی دلتا بزنی
Sunday, September 16, 2007
بدون عنوان
تا تو به داد من رسی
، من به خدا رسیده ام...
Saturday, August 11, 2007
اندوه قابل دود
می خواهم تمام غصه هایم را
در پاکت سیگاری جای دهم
انتخاب کنم
آتش بزنم
و دودشان کنم
آه...کاش لااقل یکیشان
در پاکت جا می گرفت
Saturday, June 23, 2007
در مایه های رقابلت
Tuesday, May 01, 2007
هر پدیده علتی دارد و همین طور نامی
پدیده ای به نام "تو" را چه علتیست؟
Newer Posts
Older Posts
Home
Subscribe to:
Comments (Atom)