داسِ مهِ نو به طاقْ آویختهایم
امّیدِ دِرو به حسرتْ آمیختهایم
این گندمِ آفتزدهٔ مزرع جان
خودْ تخم ملخ به بذرِ آن ریختهایم
۱۵ ژوئن ۲۰۲۶، برلین
دلنوشتههای آروین ف
داسِ مهِ نو به طاقْ آویختهایم
امّیدِ دِرو به حسرتْ آمیختهایم
این گندمِ آفتزدهٔ مزرع جان
خودْ تخم ملخ به بذرِ آن ریختهایم
۱۵ ژوئن ۲۰۲۶، برلین
زیر پُست هر بندهخدایی سم است
در استوری هر آشنایی سم است
دایرکت ندیدم این اواخر از ترس
هر پرسش و هر چون و چرایی سم است
در ایکس که نورماندی این غائله است
هر منشن و هر کوت و #هوایی سم است
تفسیر و خبر، حرف و نظر از هر سو
هر متن و کلیپ و محتوایی سم است
این شیوهٔ جر و بحث و دعوای همه
چون شیوهٔ آن اِکس کذایی سم است
از جمع رفیقان و عزیزان طردم
هر محفل و هر جمع و فضایی سم است
ماندم بکپم گوشهٔ عزلت یا نه!
هم وصل و هم این فاز جدایی سم است
گفتم که به خلوت بکنم گوش آهنگ
دیدم که هر آوا و نوایی سم است
هر روز به اضطراب و تشویش گذشت
آب و نان و هر وعدهْ غذایی سم است
درمان که فلوکستین و زاناکس نکرد
هر نسخه و قرص و هر دوایی سم است
این درد و غم دیار چون لوکمی است
خون در رگ پاک آریایی سم است
رندی به کنایه جام زهرم داد و
گفتا که یگانه راه غایی سم است!
۲۰ آپریل ۲۰۲۶
#آروین_فولادیفر
شب شد طی و کوکبان فراری
اما ز میان نرفته تاری
صبح است ولی کجاست خورشید؟
کو حاکمِ حکمِ روز جاری؟
از پشت کلالههای غمبار
پیداست چو هالهای گرفتار
تاریکی بخت ما ز شب نیست
از سد حقیقت است و انکار
این تودهٔ کمفشار نگذشت
در سایهٔ جهل خفته این دشت
تا باد ز سمت بد وزان است
این ابر، افق ندیده برگشت
غرید و به رعد وحشت آورد
رخشید و به برق دهشت آورد
بارید ولی نه از سر لطف
سیلاب بهجای رحمت آورد
اقلیم و هوا شرور و سرکش
بستند مسیر صلح و سازش
ویرانی و کوچ؟ یا که باید…
شوریم بهقدر تاب و کوشش
این ابر سیاه را بسوزیم
صد شعله و شمع اگر فروزیم
فانوس خرد، چراغ حکمت
چون سکه به رخت شب بدوزیم
با ضربهٔ باد دف نوازیم
بر نکبت سیل پل بسازیم
زیر ستم تگرگ سقفی
از دانش و از هنر فرازیم
غزل جدیدی گفتم با بغض این روزای سخت:
به مویه درکشم ز جام، غمی بهسان زهر را
فشردهام به سینهام، تمام سوگ شهر را
ز ابر تیرهگونِ بخت، شراره بارد و بلا
بسوزد این شراره کاش، سپهر و چرخ و دهر را
میان کوی ما و او، پلی ز استغاثه بود
اجابتی امید نیست، خدای کین و قهر را
سرشک اهل معرفت، روانه شد به جویها
ز آه سردشان ببین، تو انجماد نهر را
حراج و بذل آتش است، ز لطف و جود بدسگال
خدا بیا و نو بخوان، سرود نوح و بحر را
برلین
۱۸ فروردین ۴۰۵
#آروین_فولادیفر
یاد آمدم از روزی، کز سوتهدلان بودم
در عالم شیدایی، در محضر جان بودم
بر دامن پُرچینش، یک پهنه شقایق بود
گل دیدم و گل چیدم، در دشت مغان بودم
هر گلپر دامانش از خون دلی رنگین
من سادهْ به انکارِ هر حق و عیان بودم
هر وصف من از رویش چون مدح ملائک بود
پیداشْ پری دیدم، غافل ز نهان بودم
این کشتیِ مشتاقی در بحر ملامتها
میرفت و چو کشتیبان در پای سکان بودم
او در افق دریا، امواج بلند خشم
من کوه و جبل دیدم، چون فکر کران بودم
بشکست به موج آخر، این ناو سراسر وهم
بر پارهای از قلبم بر آبْ روان بودم
افگار و بلادیده، بر ساحل رسوایی
این پیکر لاجان را بر ماسهْ کشان بودم
از وحشت آن گرداب، تا حالْ به کابوسم
تا بلکه نبینم روش، بِسملْبهدهان بودم
بخت آمد و من قصه، اکنون به تو میگویم
پس باش به جز آنچه من کردم و آن بودم
این چشم خطاپندار، در بادیهْ انگارد
هر سایه چنان واحه، بر هیچ دوان بودم
با دیدهٔ دل طی کن، چون عکس سراب آمد
خود نیز چنین باید، گر عمر و امان بودم
برلین ۱۷ نوامبر ۲۰۲۵
آن نیشِ تو زخمی شد و بر جانم ماند
چرکین شد و درمانْ ز طبیبانم ماند
بانوی زمان آمد و تیمارم کرد
با درد و غم و با تب و هذیانم ماند
تا صبحِ شفا دوای نِسیانم داد
پای بغضِ حلق و نمِ چشمانم ماند
نوشِ دارویش دردِ تو از این تن شست
لیکن اثرِ زهرْ به ایمانم ماند
برلین، ۲نوامبر۲۰۲۵
پاییز آمد و باز دیدم به شاخه برگان
چونان ردای زردی بر قامت درختان
برگان دلشکسته، در سوگ نوبهاران
نیمی به شاخه چسبان، نیمی به باد رقصان
برگ خزان و شاخه، تمثیل ما و خانهست
در دست باد غربت، این کوی و آن خیابان
در باغ سرو سبزیم، در پای سرو حاضر
بر شاخ سرو هرگز! خاکیم تا به پایان
برلین،۲۸اکتبر۲۰۲۵
در شروع چهل سالگی شعری در رمل مثمن محذوف گفتم که خیلی دوستش دارم؛ هرچند تلخه:
روزگاری شهر قلبم از نوای کودکان لبریز بود
بر درختان بلندش میوهٔ شعر و سخن آویز بود
طی شد آن روزان روشن، گرم و شیرین، پُر ز نور و آفتاب
عاقبت باغ دلم پژمرد و این از حیلهٔ پاییز بود
سوز بدعهدی گردون پوست را تا استخوانها رخنه کرد
زخمههای باد و بوران جفا چون دشنهٔ نوکتیز بود
برف دوران بر سرم بارید و کوه پیکرم مستور ماند
قلهٔ خاموش این آتشفشان روزی بس آتشخیز بود
خسروی کردم به ملک جان به داد و فرهٔ پرویزوار
مرکب عمرم ولی چالاک و چست و تیره چون شبدیز بود
در دل من کوچهها غرقند در سیلاب گلآلود غم
بارش ماتم مدامم آمد و از طاقتم سرریز بود
شور محشر در خیالم انفجاری پرطنین و ژرف بود
در حقیقت این جمود بیصدا تعبیر رستاخیز بود
بعد از این فصل سپید و سرد، آید نوبهار دیگری؟
پاسخم آری ولی آلوده بر تشکیک طعنآمیز بود
چین و چینش آنچنان، دیدی چگونه اینچنینم کرد؟
چین موی و دامنش بیخانه و بیسرزمینم کرد
چین زلفش خشم دریا بود، کشتی دلم بشکست
چین دامانش چو گردابی سپس، چونان کمینم کرد
چرخچرخان من فرو رفتم به کام بحر مشتاقی
ساعتی دیدار آن مهرو ببین عمری دفینم کرد.
برای انوشه
Arvin, the visionary illustrator and NFT creator, proudly announces that his evocative artwork, "Shadowgraphists in the Wedding," minted on the Foundation NFT platform, has been selected to grace the esteemed NFT.NYC 2024 event.
"Shadowgraphists in the Wedding" intricately weaves a visual narrative drawn from the anecdote "Elephant in the Dark." Capturing the essence of the tale, the artwork portrays nosy individuals attempting to describe an elephant they could only touch in darkness. This thought-provoking piece last sold in January 2023 for 0.2 ETH in a bid, becoming a testament to Arvin's growing influence in the NFT space.
This frame illuminates a moment from the "Elephant in the Dark" story, where curious onlookers fumble in the pitch-black stable, attempting to touch the mysterious elephant of Indian buskers. Their subsequent attempt to describe the creature after leaving the stable unfolds a whimsical account of varied interpretations — from a snake to two pillars joining at the top.
NFT.NYC 2024, hosted at [venue], stands as a pinnacle of the NFT calendar, bringing together the most innovative minds in the digital art space. This globally recognized event provides a platform for artists like Arvin to showcase their unique perspectives, bridging the gap between traditional artistry and cutting-edge technology.
Expressing gratitude for the selection, Arvin remarks, "Having 'Shadowgraphists in the Wedding' featured at NFT.NYC 2024 is an honor. It's an opportunity to share a piece inspired by a timeless anecdote and engage with a global audience passionate about the intersection of art and technology."
Art enthusiasts, collectors, and NFT aficionados are encouraged to explore Arvin's captivating portfolio on the Foundation NFT platform, immersing themselves in the intricate stories and visual wonders that define his work.
For more information about "Shadowgraphists in the Wedding" and Arvin's NFT journey, visit my Foundation Page or explore NFT.NYC 2024 at https://www.nft.nyc/.