ای تو یار کودکی، ای رونق بُسـتان دل
ای رفیق باده و سرمستی و مسـتان دل
"طعم تلخ این حقیقت" هم نبردسـت و نبرد
خاطر و یاد تو را این صفحه ی لرزان دل
رفتی از دیده ولی از دل نرفتی یک نظر
بر خطا خوانده سیاوش قصه ی پیمان دل
می بسی بسیارخوردم بی تو از هر رنگ و سان
آن همه هیچ و فقط یک جرعه با تو جان دل
از هنر بردی سخن، خاکم به زیر پای تو
یاد گیتار تو و صوت تو و الحان دل
فرصت هجر و فراق آخر به آخر می رسـد
عاقبت بینی چو من وصــل دل و یاران دل
به دوست عزیزم کیا





